چرا به ابوریحان می گویند “ابوریحان بیرونی”

ابوريحان بيروني از نامدارترين دانشمندان ايراني در قرن چهارم هجري بود. او در “کاث” که بعدها به مرکزيت خوارزم رسيد به دنيا آمد. بسياري معتقدند دليل اين که وي به “بيروني” شهرت دارد اين است که او “بيرون” از خوارزم به دنيا آمده است.
وي بيست و پنج سال اول زندگي خود را در زادگاهش ماند و از دانشمندان و معلمان ورزيده ي آنجا کسب دانش کرد. او از همان آغازِ تحصيل علاقمند به علوم طبيعي و البته رياضيات بود.
وي راجع به علاقه اش به علم در نوجواني در يکي از کتبش مي نويسد :
«… يک رومي در سرزمين ما اقامت گزيد و من دانه ها و تخم ها و ميوه ها و جز اين ها را مي آوردم و نام هاي آن ها را در زبان او از وي مي پرسيدم و مي نوشتم».
وي پس از گذران دوران اوليه ي جواني به سياحت در اطراف و اکناف و دانش اندوزي پرداخت. وي به فارسي، عربي، هندي، عبري، سرياني و يوناني تسلط داشت. بيروني مدتي در گيلان نزد “کيکاووس ووشمگير” اقامت داشت و توانست در آن زمان کتاب “آثارالباقيه عن القرون الخاليه” يعني “آثار به جا مانده از دوران گذشته” را بنويسد که به مطالعه ي تطبيقي تقويم ها، فرهنگ ها، جغرافيا و نجوم مي پرداخت.
او مدت زيادي در دستگاه سلطان محمود غزنوي به سِمَت منجم و دانشمند رسمي دربار مشغول به تحقيق بود. در اين دوره وي دو کتاب بسيار مهم نوشت. يکي “التفهيم لِأوائِلِ الصّناعه التّنجيم” که در آن به اصول اوليه ي رياضيات و نجوم مي پردازد و ديگرييک اثر کامل مردم شناسي به نام “تحقيق ما للهند” است که هنگام همراهي سيزده ساله با سلطان غزنوي در شبه قاره ي هند به نگارش آن پرداخت. او در اين کتاب به تشريح کامل فرهنگ مردمان هند مي پردازد.همچنين بيروني پس از سلطان محمود در دربار غزنويان باقي ماند و در دوران فرزند او کتاب “قانون مسعودي” را در نجوم و هيأت نوشت.
بيروني علاوه بر اکتشافات مهم در:
-رياضيات و نجوم
-اختراعات در وسايل اندازه گيري(مثلاً وسيله اي براي سنجش چگالي)
-نوآوري هايي چون رصد خسوف و کسوف
-ابداع يکي از دقيق ترين ترازوها
-محاسبه ي شعاع زمين
-ابداع بسياري محاسبات براي اولين بار
-ترجمه و انتقال علوم از زبان هاي يوناني، هندي، عربي و فارسي به يکديگر
وتخصص در رشته هاي مختلف شايد کمتر در زمينه ي علوم انساني براي مردم ما شناخته شده باشد. در حالي که او را مي توان يکي از اولين دانشمندان مسلمان دانست که با اصطلاحات امروزي به کار مردم شناسي مي پرداختند. مهم ترين عقيده ي او راجع به مطالعه ي فرهنگ هاي ديگر پرهيز از قضاوت کردن و ارزش گذاري و سعي در گزارش دقيق مشاهدات است که امروزه هم در دانش اجتماعي به کار مي رود.
بيروني تا آخرين لحظه ي عمرش از دانستن دست نمي کشيد. اين روايت بسيار معروف است که او در آخرين دقايق عمرش به دنبال پاسخ سوالي بود و به اطرافيانش گفت که جواب اين سوال را بدانم و بميرم بهتر از ين است که نادانسته بميرم. او درسال 440(ه.ق.) در غزنين وفات يافت.

مريم فروغي
رسانه آموزشي نمره بهتر



فارغ التحصیل رشته فناوری اطلاعات، علاقمند به فناوری روز دنیا، علم و تکنولوژی


2 thoughts on “چرا به ابوریحان می گویند “ابوریحان بیرونی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.