غمش در نهانخانه دل نشیند

photo_2016-11-12_20-58-25

از سر شب دیشب از :ابراهیم شریف‌زاده می خوانم، می بینم و می شنوم. به مددش استاد حسین سمندریان را نیز می شناسم، دوتار نوازی که اخوان ثالث به فروردین ۶۳ در وصف زخمه سازش سرود :

“قربان زخمه های تو خونپاش و نغمه ریز

…..

اشکی گرفتی این سرِ صبحی ز من تو، مرد!
که‌م دست رفت بهر صبوحی، سوی سبو
پروانه‌ام من و تو «سمندر» کز اتش است
معشوق و قبله ما، سوزان و روبرو
ما و تو نسلمان به یکی اصل می‌رسد
یعنی به عشق، زنده بمانی پسر عمو”

حالا ابراهیم شریف زاده دوباره به سمندریان رسیده است و این حضورِ رفاقت ۶۰ ساله دوباره از سر گرفته می شود. در سال ۱۳۹۴ در جلسه شورای ارزشیابی کشور نشان درجه یک موسیقی را دریافت می کند. به درایت و تلاش محمدرضا درویشی که کوتاه نمی آید از اعتقاد به اینکه این مرد افتخار موسیقی خراسان بزرگ است.

غصه ام می شود وقتی می شنوم که از میان اعضا آن شورا بودند کسانی که فکر می کردند چون او آلزایمر دارد آن نشان برای شریف زاده فرقی با برگه سیاه ندارد یا چون مُرده شور بوده باید از تقدیرش منصرف شد. کما اینکه آن نشان بیش از او برای امضا کنندگانش مایه مباهات بوده که قدر گوهر را به وقت دریافته بودند.

غصه ام می شود که باز به بهانه مرگ کسی که دیگر تکرار ندارد از فقر گوهرشناسان می شنوم و این گنجینه های زنده بی صدا و در اندوه، میراث ما را با خود به جهان دیگری می برند.

غصه ام می شود از خودم که این همه “نوایی” با صدای او را شنیدم و حتی به جستجوی صاحب صدا بر نیامدم. نوایی که هر بار در هر کجا شنیدم راه قلبم را گرفت و آن اندک جایی که هنوز از کودکی برایم سالم مانده را روشن کرد. در یکی از پشت صحنه های اجرای جشنواره شریف زاده میان دو تار نوازی همراهش می گوید:”خدایا مارو آدم کن”.

کوچ او سوگ فقدان اون نیست، سوگ ماست بر ما.

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

برای من مگری و مگو دریغ دریغ

به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد

جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق

مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد

مرا به گور سپاری مگو وداع وداع

که گور پرده جمعیت جنان باشد

فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر

غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد

تو را غروب نماید ولی شروق بود

لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد

کدام دانه فرورفت در زمین که نرست

چرا به دانه انسانت این گمان باشد

کدام دلو فرورفت و پر برون نامد

ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد

دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا

که های هوی تو در جو لامکان باشد

khon-pash-o-naghme-riz-hossein-samandari

*آلبوم “نغمه ریز و خونپاش” استاد مرحوم حسین سمندری ، نوازنده چیره دست دو تار و موسیقدانان محلی تربت جام بود. او با ساز ابداعی دو تار خود موسیقی های جاودانی را خلق کرد و توانست در فستیوال های خارجی شرکت کند و برای موسیقی محلی خراسان ایران اعتبار زیادی را کسب کند. مهدی اخوان ثالث در وصف او و دو تار نوازیش شعری سروده و یهودی منوهین ، نوازنده ی شهیر ویلون با آن شهرت جهانی و اوج هنر نوازندگی وقتی ساز استاد سمندری را می شنود می گوید : « من حاضرم تمام افتخارات جهانیم را در موسیقی بدهم و در عوض بتوانم پنچه ی این مرد روستایی را داشته باشم و از ساز چنین نغمه هایی بیرون آورم» آلبوم “خون پاش و نغمه ریز” که نام آن با الهام از شعر مهدی اخوان ثالث در وصف حسین سمندری انتخاب شده است ، شامل تکنوازی های دو تار حسین سمندری و آواز های ابراهیم شریف زاده است.

 



شفق متولی، معمار . می نویسم، عکاسی می کنم و پرسه می زنم. مهمترین دلیلی که اینجا هستم گفتن از قصه های تهران است. شهری که دوستش دارم . شهری که باید دوستش داشت تا خراب نشود.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.